X
تبلیغات
برای روزهای تنهایی - برای منصور ضابطیان
پشت هر خنده تلخی، دردی استخوان سوز پنهان است...!
 

هنوز نمی دونم می خوام از چی بگم! از نقره٬ از نوستالژی آبگوشت٬ از... شایدم می خوامو نمی تونم بگم ٬ آره این درسته! نمی تونم بگم...

نمی تونم بگم چون نمی تونم فراموش کنم ظهرای جمعه رو٬ چون نمی تونم فراموش کنم وقتی تو شبکه گردی هام از لابه لای برنامه های بی سر و ته و مزخرف تلویزیون وقتی نقره رو پیدا کردم چقدر ذوق کردم... چقدر ذوق کردم وقتی دیدم بالاخره جای خالی یه برنامه درست و درمون تو تلویزیون پر شد!

نقره برای من که همیشه از خاطره بازی فراری بودم یه تلنگر بود. فراری بودم چون عذاب می کشیدم وقتی به یاد می آوردم چیزهایی رو که الان هرچی می گردم پیداشون نمی کنم٬ مثل حیاط قدیمی و درخت گیلاس خونه مادر بزرگ٬ مثل آب بازی ها تو حوض خونه مادر بزرگ٬ مثل خندیدن هام تو خونه مادر بزرگ٬ مثل تمام کودکی هام که تو خونه مادر بزرگ سپری شد... اصلا مثل خود مادر بزرگ که دیگه نیست٬ که رفته...

و حالا تو با ساخت نقره برای من دنیای کودکیم رو زنده کردی٬ یادم دادی خاطره بازی بد نیست٬ تلخ نیست٬ شاید این وسط این دل تنگیه یه کوچولو آزارت بده اما یادت می ندازه که چی بودی٬ کجا بود٬ که چقدر خوشبخت بودیم اون روزا!

حالا اگه زده به سرم که بنویسم واسه خاطر اینه که بگم یادت نره که هنوز آدم هایی هستند که وقتی براشون از قدیم بگی کلی ذوق می کنن٬ تو خواستی نقره رو تو اوج تمام کنی٬ قبول حرفی نیست اما من منتظرم که یه بار دیگه ذوق زدم کنی!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 17:38  توسط سعیده | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا...

نوشته های پیشین
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
اردیبهشت 1391
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
پیوندها
...از سر دلتنگی
زرین قلم سابق
توکا نیستانی
پاییز 1262
جوونی آزاد
تاملات ایرانی
قهوه تلخ
سید محمد خاتمی
کافه عکس
شریعتی
درد دل...
جرات اندیشیدن را داشته باش
تنها
کامران نجف زاده
ماه هفت شب
یادداشت های یک روزنامه نگار
ترانه علیدوستی
قیصر امین پور
قلم های کاغذی
احمد شاملو
تاتوره
بهترین شعرهایی که خوندم!
گربه ای که صاحبش را گم کرد
اندیشه های یک جوجه مولانای ناکام
فقط چند خط...
نوشته هایی مقدس تر از قرآن
تلنگر
فریدون مشیری
صادق هدایت
سهراب سپهری
گروس عبدالملکیان
خط شکنان
دست نوشته های یک کاکتوس
وقتی پیاده روها به ماه می رسند...
نادر ابراهیمی
ابراهیم حاتمی کیا
ساتیار امامی
پسری در خیابان بغلی
چلچراغ
طارم فیروزه
آقای عکاس
سلام سپیدی کاغذ
زلف، مو، گیسو
آغوش سپید
خدا می خوام باهات حرف بزنم
وسعت خیس
دود می خیزد ز خلوتگاه من
مدرسه کارگاه آزاد فیلم
وقت بیداری
محک
پرسه
وبالت نمی شوم...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

نیت کنید و اشاره فرمایید